به گزارش «
سراج24» پس از گذشت 9 سال، گره کور مسئله هستهای ایران همچنان به قوت خود باقی است و پس از سالها گفتوگو، طرفهای مذاکرهکننده کماکان در نقطه شروع قرار دارند.
برای فهم چرایی تداوم این بنبست، نگاهی به پس و بازخوانی موضع طرف غربی به عنوان عامل ایجاد تنش و تداوم آن، در مذاکرات، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.
کشورهای غربی که زمانی در قالب تروئیکای اروپایی و سپس به شکل گروه 1+5 مسئله هستهای ایران را دنبال کردهاند، از ابتدا تاکنون بر لزوم حل و فصل دیپلماتیک این موضوع و توافق با تهران تاکید کردهاند؛ مانند ایران، با این تفاوت که در عمل، رویکرد دیگری اتخاذ کرده و با اعمال تحریمهای متعدد علیه ایران در برهههای حساس، هر گونه پیشرفت در این زمینه را به بنبست کشاندهاند.
از نمونههای این رفتار میتوان به اقدام اخیر اتحادیه اروپا در افزایش تحریمها علیه بخشهای صنعتی، دریانوردی و بانکداری اشاره کرد. ممنوعیت مبادلات مالی با ایران، ممنوعیت فروش تجهیزات کشتیرانی و فولاد به ایران و ممنوعیت واردات گاز طبیعی از ایران از جمله مواردی هستند که در این دور از تحریمها در نظر گرفته شدهاند.
اتحادیه اروپا پس از انتشار خبر اجرایی شدن این تحریمها، اعلام کرد، این تحریمها سختترین تحریمهایی است که تاکنون علیه ایران اعمال شده. اما نکته قابل تامل در این رابطه، این موضوع است که تحریمهای فوق در شرایطی علیه ایران اعمال شدهاند که مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا یعنی کاترین اشتون و معاونان او در حال رایزنی با طرف ایرانی برای تعیین زمان و مکان مذاکرات گروه 5+1 با ایران هستند.
مشابه این اقدام طی سالهای گذشته بسیار تکرار شده. این موضوع به وضوح نشان میدهد طرف غربی به هیچ عنوان قصد لغو تحریمها علیه ایران را ندارد و صرفا در صدد است با مقصر جلوه دادن تهران به کم کاری در مذاکرات، زمینه را برای اجماع جهانی علیه ایران فراهم کند.
ماجرا از این قرار است که غربیها از یک سو نمیتوانند با ایران رو در رو شوند و از سوی دیگر، نمیخواهند با ایران توافق کنند و به مصالحه برسند. در واقع، طرف غربی به واسطه مشکلات اقتصادی و سیاسی بیشماری که با آنها دست و پنجه نرم میکند، نمیتواند غیر از تحریمها تصمیم جدی برای رویارویی با ایران اتخاذ کند.
از سوی دیگر هرگونه تصمیم و حرکتی که بتواند به بحرانی در رابطه با مسئله ایران بینجامد، میتواند به افزایش قیمت نفت بینجامد؛ مسئلهای که مطلوب غرب نیست. لذا در شرایط کنونی غرب به دلایل ذکر شده نمیتواند به برخورد جدیتری با ایران فکر کند و به عنوان مثال بخواهد به اقداماتی فراتر از ماده 41 منشور سازمان ملل بیندیشد. بنابراین، با دل بستن به تحریمها به خصوص تحریمهای نفتی، صنعتی و بانکی تلاش میکند، متحدان خود و مشتریان نفتی ایران را قانع کند، واردات نفت خود از ایران را کاهش دهند و یا به طور کلی قطع کنند.
به خاطر همین نگاه است که درست در بزنگاه از سرگیری گفتوگوها با ایران، بسته جدید تحریمها را علیه ایران اعمال میکنند. همین عملکرد غرب نشان میدهد آنها چندان به مذاکرات به عنوان نقطهای که بتواند فورا مسئله را حل کند، نمینگرند. در واقع، این رویکرد غرب نشان میدهد آنها تمایل ندارند توافقی صورت گیرد که هر دو طرف مذاکره به مطلوبیتهای خود دست یابند.
بنابراین با نگاهی به مواضع غرب در مذاکرات به روشنی مشخص میشود، غرب تمایلی به حل مسئله هستهای ایران از طریق دستیابی به توافق متقابل ندارند و میکوشد، با به زانو در آوردن ایران از طریق فشار اقتصادی خواستههای خود را به ایران تحمیل کند.
مجموعه این عوامل و رویکردها نشان میدهد غرب در تلاش است با بهرهگیری از روشهای فوق، بازی برد – برد را از دور خارج کرده و بازی برد – باخت را جایگزین آن کند؛ رویکردی که طرف ایرانی همواره در مقابل آن سرسختی به خرج داده و با استناد به حقوق هستهای خود طبق پیمان انپیتی، تاکنون در برابر آن سر تسلیم فرود نیاورده است.